۱-
خدایا! نمی دونم چه حکمتی هست که یه سال باید از خشکسالی بنالیم و یه سال برف رو برف جمع بشه و کار و زندگی مردمو مختل کنه؟تا کی ما باید با این امتحانای سخت و دشوار آزمایش بشیم؟
عزیز من! تو که می دونی ما هر سال تو امتحاناتت مشروط علمی می شیم،حالا می خواد برف بیاد یا هیچی! بیاد.
من هنوز بعداز ظهر می خواستم بعد مدتی برم بیرون یه چرخی بزنم،اما مگه با این برف میشه؟!
آره درسته،من با برف خیلی حال میکنم،مخصوصاً با راه رفتن روی برف؛ولی چکار کنیم که موقعی که این رحمتت نازل میشه،رو زمین همه چی بهم میریزه،باز اگه یخبندون و بی گازی پشت سرش باشه که دیگه میشه فاجعه،بلا!! آخه مگه میشه بری تو خیابون رو برف پیاده روی کنی یا با تیوب بری به تپه های اطراف شهر و سرحال بیای،اما موقعی که برمی گردی خونه،آبگرم کن خاموش باشه و حموم سرد، و نتونی با یه دوش آب داغ سرحال تر بشی؟! اصلاً آّب کجا بود؟! آب تو همون کنتور یخ زده!!
اما خوب با همه ی این حرفا که اینقدر از مشکلات بعد برف گفتم و بعضیاش رو هم نگفتم،چه کنم که دلم باهاشه...!
فقط می تونم بگم: الهی! هیچ خونه ای بدون شعله های گرمابخش گاز نمونه؛ناودونی ها توشون پر یخ نشه که بترکنو هر چی آبه بیاد تو اتاقا؛و همه ی دشت پر برف ولی جاده ها ایمن باشه؛هیچ پیاده ای تو خیابون معطل تاکسی نباشه؛و...
بله...!! اما آرزو که بر جوانان عیب نیست.
ایشالله که روزگاری(با اون متقلب انتخابات شورا اشتباه نشه!)برسه که همه ی ما کارامون رو درست و اصولی انجام بدیم،همه، از خودم تا شما و عموم مردم و نیز مسئولین،تا همه مون با خیال آسوده و راحت از بارش برف لذت ببریم.
۲-
بابا شما اصلاح طلبان دیگه کی هستین؟!
این نور چشمان امت،تشنگان خدمت،خادمین ملت،صاحبان فکر و حکمت،یاران دولت،بی اعتنایان به زر و زور و ثروت،پشت پا زدگان به شهوت،...چکار کنن که شما این همه غُر نزنین؟! اصلاً شما یه دستگاه موسیقایی رو معرفی بفرمایید تا ایشان هماهنگ با آن برایتان حرکات موزون در بیاورند؛ببینم اینطوری آروم میگیرید؟!
برادران! خواهران! شما قضاوت بفرمائید؛اگه عزیزانمان در هیاتهای اجرایی و نظارت و ذخایر فهیم و وزین انقلابمان در شورای نگهبان(حفظهم الله جمیعاً)بیایند این بی عرضگان به اصطلاح اصلاح طلب را که تعدادشان اینقدر کم است که براحتی تو صندوق عقب یه وانت! جا میگیرن،را رد صلاحیت کنن،اونوقت سروصداشون گوش ولی نعمتانمان را آزرده میکند،که وا آزادیا! وا دموکراسیا! آخه اگه شما جُر بُزه داشتین که تو اون قضیه ی ذلت بار کوی دانشگاه 5-4 تا بچه جرأت شلوغ بازی در آوردن نمی کردند، اگه همون اول کار با نصب دوربین و میکروفن و 40-30 تا ازین نیروهای مخلص مواظبشون می بودین کار به اونجا نمی کشید که 4 تا بچه قرتی شعار حیا کن،رها کن بدن؛وای که الهی زبون اونا لال و گوش من کر میشد و اون توهینا رو نمی شنیدم،هنوز که هنوزه هر موقع از اون جریان یادم میاد تنم می لرزه. یه خرده از این دولت خدمتگزار و مهرورز یاد بگیرین که با مهر ورزی کاری کردن که صدای هیشکی در نیاد،اگرم چند تا مزدور تو دانشگاه خواستن ازین سوسول بازیا مثه روزه ی سیاسی و اعتراض آرام بکنن،هم چی با دست نوازش مهرورزانه شان ساکت شان کردند که هر کدوم از اون خائنا از خجالت 4-3 ماه تو انظار عمومی ظاهر نشدن.
برادران! خواهران! شما بگید،اگرم عزیزان دست اندرکار بخاطر این همه رنج و سختی که می کشن،چند تا هم از دوستان گرمابه و گلستان شان را احراز صلاحیت کنن باز این افراد لامذهب میان داد و بیداد میکنن که چرا این آقای مساله دار رو تایید کردین؟!!! جل الخالق،اولاً که هیشکی مساله دار نیس مگه شما به اصطلاح اصلاح طلبان؛ ثانیاً حالا این عزیز یه عملی تو کرمان(اووو...فاصله رو در نظر بگیرید!) انجام داده،چه ربطی به دیار ما داره؟! ثالثاً شما که خودتون اگه مملکت دستتون بیفته همون کارا رو رواج میدین دیگه چرا به دوست ما سر کوفت میزنین؟! رابعاً شغاله دستش به انگور نمی رسید،میگفت ترشه!! خامساً ما که این قدر به شما حال دادیم،انرژی هسته ای براتون اختراع کردیم و با اون کارمون مملکت رو 50 سال جلو انداختیم،سهام عدالت بهتون دادیم و با اینکه همه شون زیان ده بود ولی لطف کردیم از ذخیره ی ارزی که ارث پدرمون بود به شما سود دادیم و....إلی ماشاءالله؛حالا حق نداریم رفیقمون رو بیاریم تو انتخابات و کمکش کنیم تا بشه وکیل شما رعیتان!
الحق که سر سفره ی نفتی ما میشینید و حرمت ما رو نگه نمی دارین!!!
+ نوشته شده توسط هدایت صادق در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت
9:55 |